پريساپريسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 27 روز سن داره

پريسا دردونه مامان و بابا

خريدهاي مامان جون واسه پريسا خانوم

سلام دخترم خوش بحالت همه اينقدر دوست دارن مامان جون كه همش در حال خريد واسه نوه عزيزشه هرچي ميبينه دوست داره واسه شما بخره اين مدت هرچي سفر رفته واسه شما كلي خريد كرده سنگ تموم گذاشته و منتظر زودتر شما رو بغل كنه تقريبا خريدهاي شما تموم شده و ديگه تا اخر اين هفته اتاقت رو ميچينم گلم بابايي ذوق داره همش ميگه پس كي ميچيني ديشب هم بلاخره لباسا و وسايل شما رو اماده كردم و ساكمون رو بستم تا اماده باشيم واسه روز ديدار راستي از الان نيومده دايي سعيد واست يه وان يكاد كوچولو ناز خريده تا شما چشم نشي منو بابايي هم واست يه النگوي خوشگل خريديم مباركت باشه دخترم ...
15 ارديبهشت 1392

سونو تعيين جنسيت

دختر نازم بابايي از همون روز اول كه شما تو دلم بودي ميگفت ني ني خانوم هرچي ميگفتم از كجا معلوم ميگفت من مطمئنم اي شيطون خوب خودتو تو دل بابايي جا كردي ها دفعه اول كه رفتم سونو شما پشتت رو به ما كرده بودي اما دكتر از همون پشت گفت احتمالا دختر من خيلي خوشحال شدم اما بيشتر نگران قلب كوچولوت بودم چندين بار سونو رفتم تا اينكه قطعي گفتن شما دختري عزيزم بابايي همش ميگفت ديدي من درست گفتم البته بگما خيلي ها به شما حسودي ميكنن و ميگن خوش بحالت دخمل داري خدا خيلي دوست داشته من و بابايي و  مامان جون و باباجون خيلي خوشحاليم عزيزم و تنها ارزومون سلامتي شماست گلم ...
15 ارديبهشت 1392

اولين پست

سلام دخترم من امروز بعد 9 ماه تصميم گرفتم برات وبلاگ درست كنم تا خاطراتتو توش ثبت كنم ببخشيد يكم دير شده دختر نازم مواظب خودت باش و از اين روزاي اخر جنينيت خوب استفاده كن و سر موقع بيا پيشمون
15 ارديبهشت 1392